۲۷ سپتامبر در UCLA به ما بپیوندید

برای جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید!

جستجو

خبرنامه

با ما در ارتباط باشید

فرم را پر کنید. ما به‌روزرسانی‌ها و منابع سلامت روان را مستقیماً به صندوق ورودی شما ارسال خواهیم کرد.

به نوعی، وقتی مادرم تصمیم گرفت به زندگی‌اش پایان دهد، «آگاهی» عمیقی داشتم. یادم می‌آید که با درمانگرم در مورد اینکه چطور نمی‌توانستم با مادرم تماس بگیرم و به او بگویم که مادرش، مادربزرگم، فوت کرده است، صحبت کردم. ما در مورد ترسم از اینکه مشکلی پیش آمده باشد صحبت کردیم و درمانگرم پرسید بدترین اتفاق ممکن چیست.

گفتم: «اینکه او جان خودش را گرفت.»

غم و اندوه من برای مادربزرگم فوراً با وحشت در مورد مادرم غرق شد. نمی‌توانستم با او تماس بگیرم و بیدار دراز کشیده بودم و هر احتمالی را تصور می‌کردم. حتی با آن «دانستن» عمیق، هنوز او را زنده و در حال باز کردن در تصور می‌کردم. آن شکاف بین آنچه حس می‌کردم و آنچه امیدوار بودم، جایی بود که غم و اندوه از آنجا شروع شد، مدت‌ها قبل از اینکه حقیقت آشکار شود.

در ماه‌های بعد، احساس می‌کردم قایقی رها شده در دریا هستم، امواج خشم، سردرگمی، غم، گناه و ناباوری، همه در هم تنیده. در عرض یک هفته نیمی از خانواده‌ام را از دست داده بودم. مادری را که تمام تاب‌آوری، شور و حال و روحیه قوی‌ام را به او نسبت می‌دادم، از دست داده بودم. تمام مکالماتم با مادرم را دوباره مرور کردم... آخرین باری که او را دیدم، آخرین باری که همدیگر را لمس کردیم، آخرین تماس تلفنی. به دنبال لحظه‌ای بودم که می‌توانستم آنچه اتفاق افتاده را تغییر دهم.

خودکشی هم درد فقدان و هم بار «چرا» را به دوش می‌کشد.

این ما را مجبور می‌کند با داستانی زندگی کنیم که هرگز کامل نخواهد شد، داستانی که من هنوز بعد از ۲۱ سال آن را به خوبی می‌دانم.

دیگر در دریا احساس گمگشتگی نمی‌کنم. با گذشت زمان، در جاده‌ی پر پیچ و خم شفا، زمین‌گیر شدم. هنوز لحظاتی وجود دارد که پوچیِ نبودن مادرم را در زندگی‌ام احساس می‌کنم، به خصوص حالا که خودم مادر شده‌ام. نقطه‌ی عطف زندگی من، امتناع از زندگی در سایه به عنوان یک بازمانده‌ی خودکشی بود. این امتناع به من صدایی در غم و اندوهم داد، به من فرصت داد تا به زندگی مادرم احترام بگذارم، به من قدرت داد تا علیه انگ اجتماعی صحبت کنم و به من اجازه داد تا از طریق کارم به عنوان یک درمانگر از دیگر بازماندگان حمایت کنم. لحظاتی که زمانی از غرق شدنم می‌ترسیدم، سرانجام به لحظاتی تبدیل شدند که مانند باد در بادبان من هستند.

یافتن هدف پس از فقدان خودکشی هرگز به معنای درک تراژدی نبود. بلکه به معنای یادگیری زندگی در کنار آن، در لحظه حال ماندن و بیان حقیقت به درد خودم بود تا دیگران کمتر احساس تنهایی کنند.

یک ضرب‌المثل هست که می‌گوید: «درمان در یک خط مستقیم اتفاق نمی‌افتد» و اگر الان در آن مسیر ناهموار و آشفته هستید، می‌خواهم این را بدانید: لازم نیست درک کنید، ببخشید یا به زندگی‌تان ادامه دهید. بعضی روزها، بیرون آمدن از رختخواب کافی است. روزهای دیگر، ممکن است کورسویی از امید را احساس کنید و از خود بپرسید که آیا این به معنای فراموش کردن است یا نه. اینطور نیست. درمان هیچ جدول زمانی ندارد و به معنای ترک عزیزانتان نیست. به معنای یافتن راه‌های جدید برای حمل خاطرات آنها با مهربانی به جای درد است، به عشق و فقدان اجازه می‌دهد تا به چیزی تبدیل شوند که به جای شکستن شما، شما را حفظ کند.

غم همیشه بخشی از داستان من خواهد بود، اما تمام زندگی من را تعریف نمی‌کند. من یاد گرفته‌ام که هم غم و شادی، هم فقدان و هم عشق را در خود نگه دارم. داستان مادرم خیلی زود تمام شد، اما داستان من ادامه دارد، که توسط زندگی او شکل گرفته است، نه فقط مرگش. در این ادامه، من معنا پیدا می‌کنم. من آن را در پسرم می‌بینم، که لبخندش درست مثل لبخند اوست، یادآوری زنده‌ای از آنچه بود و آنچه هنوز می‌تواند باشد.

به بازماندگان دیگر، این حقیقت ساده را تقدیم می‌کنم: درد شما واقعی است و شایسته‌ی ملایمت. التیام فراموش کردن نیست، بلکه به یاد آوردن به شیوه‌ای متفاوت است. و با گذشت زمان، این بار برای شما آشناتر می‌شود. یاد می‌گیرید که آن را حمل کنید و همچنان به سمت نور حرکت کنید.

 


درباره نویسنده

میشل پارلا یک درمانگر، مادر دوقلوها، مسافری به سراسر جهان و بازمانده از خودکشی است. او برای از بین بردن انگ اجتماعی، عادی‌سازی غم و اندوه خودکشی و ارائه مکانی برای دیده شدن و حمایت از بازماندگان تلاش می‌کند.

خدمات سلامت روان را در دسترس نگه دارید

پست‌های اخیر

خبرنامه

با ما در ارتباط باشید

فرم زیر را پر کنید. ما به‌روزرسانی‌ها و منابع سلامت روان را مستقیماً به صندوق ورودی شما ارسال خواهیم کرد.

با ما در ارتباط باشید

چه به دنبال کمک باشید، چه علاقه‌مند به پیوستن به ماموریت ما، و چه بخواهید اطلاعات بیشتری کسب کنید، همین امروز با دیدی هیرش تماس بگیرید.

زنی خندان با عینک و تاپ چهارخانه مشکی، در حال صحبت با تلفن همراه، در قابی دایره‌ای به رنگ سبز لیمویی در مقابل پس‌زمینه‌ای تیره

کمک بگیرید

اگر شما یا کسی که می‌شناسید در شرایط بحرانی است، با شماره زیر تماس بگیرید یا پیامک دهید:

۹-۸-۸

چت کن

۲۴ ساعته، رایگان و محرمانه

خط نوجوانان

حمایت همسالان برای نوجوانان

( 800 ) 852 - 8336

۶ بعد از ظهر – ۱۰ شب به وقت PST